خوشه پروین
ای ماه خودپرست! پرستار من کجاست؟
آه ای ستاره سحری! یار من کجاست؟
خود را مگر چو اشک بریزم به پای او
ای آسمان! فرشته بیمار من کجاست؟
ناهید را به خوشه پروین گره زنید
روشن کنند تا گره کار من کجاست؟
ای شب! به روشنان ضمیرت به من بگو
که امشب پری ستاره، پرستار من کجاست؟
ای خاستگاه گفت من! ای باور نهفت!
من اندکم برای تو، بسیار من کجاست؟
ای ساکنان روشن این قصر واژگون!
شبتاب آسمان نگونسار من کجاست؟
آه ای ستارههای من! ای چشمهای من!
پیدا کنید ماه دل آزار من کجاست؟
صدها ستاره را به زیارت نشستهام
تا بنگرم ستاره دیدار من کجاست؟
ای چشم من! مناز به سیارههای اشک
با من بگو ستاره سیار من کجاست؟
قادر طهماسبی
کوچههای سرد
عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود
گاهی تمام من به تو تبدیل میشود
وقتی به داستان نگاه تو میرسم
یکباره شعر، وارد تمثیل میشود
... ای عابر بزرگ که با گامهای تو
از انتظار پنجره تجلیل میشود
تا کی سکوت و خلوت این کوچههای سرد
برچشمهای پنجره تحمیل میشود؟
آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل میشود؟
بیشک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل میشود
آن روز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل میشود
زهرا بیدکی
قبول کن!
ما را به یک کلاف نخ، آقا قبول کن
یا ایها العزیز! أبانا! قبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یا ناامیدمان ننما یا، قبول کن
از یاد بردهایم شما را پدر! ولی
این کودک فراری خود را قبول کن
رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!
ما را سوا نکرده و یکجا قبول کن
گر بینوا و پست و حقیریم و روسیاه
اما به جان حضرت زهرا قبول کن
گندم که نه، مقام شما بود، لاجرم
رمز هبوط آدم و حوا، قبول کن
مجید لشکری
***
ای کاش!
نقش تو اگر نه در مقابل بودی
کارم ز غم فراق مشکل بودی
دل با تو و دیده از جماعت محروم
ای کاش که دیده نیز با دل بودی
هلال جغتایی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴ ساعت 23:45 توسط نقاب
|
در كنار همه ملت هاي بيدار و انقلاب كرده ايستاده ايم